تبليغاتX
ماداکتو ايلام من

باعرض سلام وخسته نباشید امیدوارم

 در این وب سایت لحظات خوشی  سپری کنید.   باتشکر

تمدن ماد
تمدن عظيم ماد(كرد)


ماد نام یکی از اقوام ايراني اصل که در سده هفدهم  پیش از میلاد در سرزمینی که بعدها به نام ماد شناخته‌شد، نشیمن گزید.

بسیاری از مورخان باستان، به صراحت، مادها را «آریایی» خوانده‌اند، نشانهٔ از «آریایی» بودن زبان و نیز کلام داریوش بزرگ ـ که زبان مادها و پارس‌ها را در یک گروه قرار می‌دهد .كه البته نظريه اي اشتباه بود چون كه زبان ملت ماد كردي بوده است

بناهای مذهبی (معابد) یافته شده در سکونت‌گاه‌های مادهاونیز نام‌های خاص مادی که با اسامی دینی آریایی ترکیب به آشکارا تعلق مذهبی قوم ماد را به اندیشه‌ها و آیین‌های دینی هندوایرانی و شاید زرتشتی، نشان می‌دهد.

نام شاهان و سرداران ماد که در متون آشوری و یونانی و پارسی‌باستان ذکر گردیده‌اند (مانند: فْرَوَرتی، اوُوَخْشَترَ، اَرشْتْی‌وَییگَ، شیدیرپَرنَ، تَخمَ‌سپادَ و…) همگی به آشکارا «آریایی» هستند..

بر پایهٔ نظریات تاريخ دانان  دست کم از هزارهٔ سوم پیش از میلاد مادها در بخش‌های غربی ایران حضور داشته‌اند

آن چه از متون آشوری - که اسنادی معاصر با دوران مادها هستند - برمی‌آید، آن است که مادها از سدهٔ هفتم تانهم قبل ازميلاد نتوانسته بودند چنان پیش‌ رفتی بیابند که سبب هم‌گرایی و اتحاد و سازمان‌یافتگی قبایل و طوایف پراکندهٔ ماد بر محور یک رهبر و فرمان‌روای برتر و واحد - که بتوان وی را پادشاه کل سرزمین‌های مادنشین نامید وجودداشته باشد



























































آن گونه كه هوخشتربه بزرگ‌ترین پادشاهی غرب آسیا حکومت می‌کرد و سراسر ایران را آن چنان که در نقشه سرزمین ماد هویدا است برای نخستین بار در تاریخ به زیر یک پرچم آورد. هوخشتره بنیانگذار اولین قدرت ایرانی بود. پایه گذاری دولت ماد به عنوان نخستین دولت بر پایه وحدت اقوام مختلف ساکن فلات ایران با مشترکات و پیوندهای فرهنگی را باید به عنوان مهم‌ترین رویداد در تاریخ ایران به شمارآورد.

مجموعه لشکرکشی‌های آشور به سرزمین ماد در قرن هشتم قبل ازميلاد. و خطر حمله از غرب به‌ وسیله دولت زورمند آشوربه رهبري آشورباني پال، نیاز تشکیل یک دولت متمرکز را برای مادها که جدیدترین مهاجران به زاگرس بودند بوجود آورد.


هرودوت می‌گويد:


آشوری‌ها در آسیا پانصد سال حکومت کردند، اول مردمی که سر از اطاعت آن‌ها پیچیدند، مادها بودند. اینان برای آزادگی جنگیدند، رشادت‌ها کردند و از قید بندگی رستند

 

شكوه ماد

تمدن ماد توانست در بنای مدنیت سهم بزرگی داشته باشد.همین مادها سبب آن بودند که پارسیها، به جای

لوح گلی، کاغذ پوستی و قلم برای نوشتن به کار بردند و به استعمال ستونهای فراوان در ساختمان توجه

کردند. قانون اخلاقی پارسیها که در زمان صلح صمیمانه به کشاورزی بپردازند، و در جنگ متهور و

بی‌باک باشند،

و نیز مذهب زردشتی ایشان و اعتقاد به اهورمزدا و اهریمن و سازمان پدرسالاری، یا تسلط پدر در خانواده،

تعدد زوجات و مقداری قوانین دیگر پارس که از شدت شباهت با قوانین ماد سبب آن شده‌است که در این آیه

کتاب دانیال نبی: «تاموافق شريعت مادها وپارسها كه زيرنظرمادبوده است.»

معماری مادی که بعد از آشور تحت تأثیر معماری باشکوه اورارتو بود، با وارد کردن عوامل ایرانی، پایه

گذار آثار

درخشان دوران هخامنشی نظیر پارسه تخت جمشيد وشوش شد. بسیاری دیگر از نشانه‌های تمدن‌های بین

النهرین نیز از طریق مادها به هخامنشیان انتقال پیدا کرد، به طوری که تا قرنها بعد، نظم دربار ایران و تقریباً

بیشتر جنبه‌های باشکوه و فرهنگی جامعه ایران، از طرف نویسندگان یونانی به مادها نسبت داده می‌شود.

سلطنت اشتوويگو موقعیت ماد را از یک حکومت قدرتمند برمبنای قدرت نظامی به مرکزی برای فرهنگ تغییر داد.

آثار این نفوذ فرهنگی را در توجه بسیار شاهنشاهان هخامنشی به ماد، علاقه آنها به فرهنگ و آداب مادی،

نفوذ دین مادی بین مردم ایران از طریق قبیله مغ و با توجه به سنگ نوشته بيستون در كرمانشاه موقعیت ماد

به عنوان مرکز فکری برای نیروهای مخالف دولت هخامنشی می‌توان دید.

 

طوايف ماد
مطابق منابع کهن آشوری و یونانی و ایرانی در مجموع معلوم می‌گردد که سه طایفه از شش طایفه تشکیل دهندهً

اتحاد مادها یعنی بوسیان، ستروخاتیان و بودیان بوده و سه طایفهٔ مادی دیگر عبارت بوده‌اند از، آریزانتیان و مغها و

سرانجام پارتاکانیان مطابق منابع یونانی، در سرزمین کمنداندازان ساگارتي (زاکروتی، ساگرتی) مادی‌های

ساگارتی میزیسته‌اند که شکل بابلی - یونانی شدهً نام خود یعنی زاگروس (زاکروتی، ساگرتی) را به کوهستان

غرب فلات ایران داده‌اند. نام همین طوایف است که در اتحاد طوایف پارس نیز موجود است و خط پیوند خونی طوایف

ماد و منجمله از منشا همین طایفه ساگارتی‌ها (زاکروتی، ساگرتی) است، طوایف پارس قبل از حرکت به سوی

جنوب دورانی طولانی را در مناطق مادها بوده و بعدها رو به جنوب رفته‌اند.

شاهان ماد
شاهان ماد


ادامه مطلب
دين وزبان مادها


فرهنگ معین در مورد دین مادها چنین می‌گوید:


از مذهب ماد نیز اطلاع درستی در دست نیست ولی از تصویر برجسته‌ای که در

قيزقاپان از دوره ماد پیداشده و آن پادشاه و روحانی را در دو طرف مشعل آتش

نشان می‌دهد، برمی‌آید که مادهاهم ميترا بوده‌اند و اگرگفته تاریخ نویسان راست

باشد که زرتشت از کنار دریاچه «چیچست» برخاسته باید گفت مادها نیز به

دونیروی آهورامزدا و اهریمن عقیده داشتند، بنابر عقیده همین محققان مغ‌ها که

طایفه روحانی مادها بودند،مذهب را با سحر و جادو آلوده ساختند و زردشت چون

خواست دین را پاک گرداند مغ‌ها بر او شوریدند و وی به ناچار به باختر رفت و در آنجا دین خود را گسترد"

در زمان مادها (یا شاید بسیار پیش از آن)زرتشت از میان ایرانیان برخاست و به دین

و آئین کهنی که از

زمان‌های پیش میان این قوم معمول بود خرده گرفت و راه و روشی نو در پرستش

خداوند بنیاد کرد. زردشت به راهنمائی مردمان پرداخت اما بزرگان و پیشوایان دین

کهن با او ستیزگی کردند و زردشت ناچار اززادگاه خود که شاید سرزمین مادها

یعنی آذربایجان بود به سوی خاور ایران گریخت. آنجا فرمانروائی بود

گشتاسب نام، که به دین نو زردشت گروید و همه مردمان را نیز بذیرفتن این آئین خواند. کم‌کم دین زردشت

در سراسر ایران رواج یافت و شاید آخرین شاهان خاندان هخامنشی هم آنرا

پذیرفته بودند. این دین خاص ایرانیان بود و تا غلبه اسلامدر سراسر ایران رواج

داشت.


زبان مادی

برخی از زبانشناسان معتقدند که زبان كردي به طور قطع از بازماندگان زبان مادی است.


زبان كردي:زبان كردي زباني است كه مردم غرب كشوربا آن تكلم ميكنند.اين زبان كه براساس

تصميمات اجتماعي وسياسي به شاخه هاي ازجمله:1.كرمانجي، 2.كلهري،

3.سوراني،4.گوراني و 5.اوراماني يا هوراماني تقسيم ميشود.

پیشینه و اصالت این زبان نیز گاه و بیگاه از سوی محققان، زبان شناسان، تاریخ نویسان و ... گاه مورد تردید و

گاه مورد تائید بوده، بسیاری از محققان زبانشناس آن را بازمانده همان زبان مادی دانسته، برخی آن را مشابه

اوستا می دانند و برخی دیگر به کلی ارتباط بین زبان کردی و زبان مادها را رد می کنند . اما واقعیت چیست ؟

آیا از مادها به عنوان یک ملت مقتدر که زمانی بر قسمتی از آسیا حکمرانی کرده اند قبیله ای هم بر جای

نمانده ؟ جواب این سئوال در نوشته های پروفسور ولادیمیر مینورسکی خاورشناس روسی است که می گوید :

زبان کردی به طور قطع از ریشه زبان مادی است . و می نویسد : اگر کردها از نوادگان مادها نباشند، پس بر سر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده‌است و این همه قبیله و تیره مختلف کرد که به یک زبان واحد و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم می‌کنند؛ از کجا آمده‌اند؟».

این نظریه بعدها توسط ایلیا گرشویچ دیگر زبانشناس روسی بسط داده شد و وی اولین مدارک زبان شناختی را

برای اثبات ریشه مادی زبان کردی مطرح کرد. جان لیمبرت خاورشناس آمریکایی٬ نیز معتقد است که مادها از

اجداد کردها می باشند.

همچنین پروفسور گرنوت وینفور زبانشناس آلمانی، نیز اعتقاد دارد که اکثریت کسانی که امروزه به زبان کردی

سخن می گویند به احتمال زیاد سابقا از متکلمان به گویش‌های زبان مادی بوده اند.

در مقابل، گارنیک آساتریان نیز معتقد است که تنها بازمانده زبان مادی شاید تاتی در آذربایجان و زبانهای مرکزی

کاشان باشد».

و پروفسور مکنزی بر این باور است که زبان کردی با زبان مادی از یک ریشه نیستند بلکه زبان کردی دارای عناصر

قوی زبانهای جنوب غربی ایرانی نیز می‌باشد و از این رو هرگونه وابستگی میان زبان‌های کردی و مادی را رد

می کند . حال اینکه شبیه‌ترین زبان‌ها به زبان کردی، بلوچی، گیلکی، و تالشی هستند، این زبان‌ ها نیز چون

زبان کردی متعلق به زیرگروه شمال غربی زبانهای ایرانی هستند و هیچ شباهت نزدیکی با شاخه زبانهای 

جنوب غربی ندارد که بتوان کردی را شبیه به زبانهای شاخه جنوب غربی به حساب آورد . ضمن اینکه دیگر زبانهای نزدیک به زبان کردی که زیرگروه جنوب غربی زبانهای ایرانی به شمار می آیند خود زبان فارسی را نیز شامل می شود.

سقوط ماد
سرانجام دولت ماد با همه عظمت و شكوه خود توسط كورش كبير سقوط و دولت هخامنشيان جاي اين دولت

راگرفت واولين دولت شاهنشاهي به وجود آمد.وكورش اولين شاهنشاه ايران شد.ازآن جا كه ازمادها براي تشكيل

  دولت هخامنش و ساخت ساز تخت جمشيد و شوش بسيار استفاده شد ازنيرو نظامي مادنيز استفاده

شد.همان طور كه ازنقش ها روي ديوارهاي تخت جمشيد پيداست سربازاني كه كلاه خود گردودايره اي شكل بر

سر دارن ماد(كرد)هستند.در ادامه چون مادر كورش كبير (ماندانا)دخترشاه بزرگ ماد بوده و ماديست.به خاطر اين

موضوع در ادامه زندگي نامه اي از كورش كبير نوشته ام

خط میخی

نحوه  خط ميخي فارسي باستان

 

خط ميخي فارسي باستان پس از انقراض دولت هخامنشي از رواج افتاد و خواندن آن فراموش

 

شد ؛ تا اينكه ، اخبار و گزارش هايي كه جهانگردان و سياحان اروپايي از اوايل قرن هفدهم

 

ميلادي به اين سوي ، به هنگام سير و سياحت در شرق و بازديد از ويرانه هاي تخت جمشيد

 

، فراهم كرده بودند ، توجه دانشمندان اروپايي را به آن جلب نمود . در قرن هجدهم ميلادي

 

،چندين كتيبه به خط ميخي فارسي باستان در اروپا منتشر شد ، از آن جمله است رونوشت

 

كامل يكي از كتيبههاي داريوش در تخت جمشيد ( DPC ) كه ، شاردن Chardin جهانگرد

 

 معروف فرانسوي ، در سال 1711 ، آن  را منتشر كرد ؛ همچنين كتيبه اي از خشايارشا بر

 

 روي گلداني از سنگ مرمر كه كنت كايلوس Count Caylus ، در سال 1762 ، گزارشي

 

 درباره آن به محافل علمي آن روزگار ارائه نمود .

 

در سال 1765 ، كارستن نيبور Carsten Niebuhr رونوشتهاي دقيقتري از كتيبه سه زباني

 

تخت جمشيد تهيه كرد و پس از بازگشت از شيراز ، در سال 1778 ، به انتشار آن پرداخت .

 

 نيبور از بررسي اين اسناد به خوبي دريافت كه ، كتيبه ها از چپ به راست و به سه گونه

 

 نظام خطي كاملا متفاوت از هم نوشته شده اند . چند صباحي بعد ؛ در سال 1798 م ؛

 

 اولاف گرهارد تيخسن Olav Gerhard Tychsen پي برد كه اين سه نظام خطي متفاوت در

 

كتيبه ها ، در حقيقت ، مبين سه زبان مختلف هستند و نشانه ميخ مانند موربي كه در ساده

 

 ترين نوع اين سه شيوه كتابت به طور منظم پس از چند علامت تكرار مي شود ، ظاهرا

 

 نشانه مقسم كلمات بوده است . اما او ، به اشتباه ، اين كتيبه ها را متعلق به دوره

 

 اشكانيان دانست . در سال 1802 م ؛ فردريش مونتر Friedrich Munter مستقل از

 

تيخسن ، علامت واژه جداكن را در اين كتيبه ها تشخيص داد و تصور كرد كه ، گروهي از

 

نشانه هايي كه در اين سنگ نبشتهها بيشتر از نشانه هاي ديگر تكرار مي شود ، احتمالا بر

 

 مفهوم « شاه » و « شاه شاهان » دلالت  مي كند . او از روي برخي از قراين احتمال داد

 

 كه كتيبهها متعلق به دوره هخامنشي هستند . عليرغم مساعي مستمر اين دانشمندان و

 

 چند تن ديگر ، هنوز پيشرفت واقعي در گشودن رموز خط ميخي فارسي باستان حاصل

 

نشده بود ، تا اينكه گئورگ فردريش گروتفند Georg Friedrich Grotefend آلماني ، در

سال 1802 ، به اين كار همت گماشت .

 

گروتفند كار خود را با تطبيق و مقابله دو كتيبه از تخت جمشيد ( كتيبه هاي DPA و XPE )

 

 شروع كرد و ديري نگذشت كه به موفقيتي چشمگير دست يافت . او نيز ، تصور كرد كه

 

  كتيبه ها به سه شيوه خطي متفاوت نوشته شده اند ، ميخ مورب در آنها علامت يا نشانه

 

واژه جداكن است ؛ كتيبه ها به پادشاهان هخامنشي تعلق دارند و اساسا حاوي اسامي و

 

 القاب اين پادشاهان اند ، و زبان ساده ترين نوع اين نبشته ها – كه در اصل به فارسي

 

 باستان بود -  شبيه و همانند زبان اوستايي است . او همچنين ، احتمال داد كه القاب و

 

عناوين پادشاهان هخامنشي مشابه القاب پادشاهان ساساني است و القاب  پادشاهان

 

 اخير در ا« زمان  ، توسط سيلوستر دوساسي Silvestre de sacy به اين صورت معلوم

 

 شده بود : « X شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه ايران و انيران ، پسر Y شاه بزرگ »

 

پيش از ذكر  جزئيات مربوط به نحوه كار گروتفند ، براي سهولت مقايسه ، آوانوشت دو كتيبه

 

اي كه اساس كار او در رمز گشايي خط ميخي فارسي باستان بود ، در ذيل ارائه مي شود :

 

كتيبه خشايارشا XPa

 

كتيبه داريوش DPa

xsayArsA

DArayavauS

xSAya"iya  vazarka

xSAya"iya  vazarka

xSAya"iya   xSAya"iyAnAm

xSAya"iya   xSAya"iyAnAm

DArayavauxSAya"iyahyA

viStAspahyA

Puca   HaxAmaniSiya

Puca   HaxAmaniSiya

 

( haya imAm tacaram akuanuS )

 

 

 

گروتفند به روشني دريافت كه در اين دو كتيبه گروهي از نمادها عينا تكرار مي شود و گروهي

 

 ديگر با هم تفاوت دارد . بنابراين ؛ نتيجه گرفت كه كتيبه ها متعلق به دو پادشاه هستند ؛

 

 گروهي از نشانه هايي كهعينا يا با جزئي اختلاف تكرار مي شود ، معرف كلمه « شاه »

 

 است و گروهي كه با هم تفاوت دارد ، بر اسامي اين دو شاه دلالت مي كند .

 

 

 

ایلام باستان

تاریخ مناطق مختلف ایلام:

1.شهر تاریخی سیمره دره شهر.

2.تپه تاریخی پشت قلعه آبدانان.

3.قلعه کنجانچم مهران.

4.روستای تنگ قیر شیروان چرداول.

5.آتشکده سیاهگل ایوان .

6.قلعه شاخ (شیاخ ) دهلران.

7.قلعه والی ایلام

توضیح درباره ی مناطق مختلف ایلام به ترتیب اعداد

1.دره سیمره ازدیرباز به لحاظ ویژگی های طبیعی اجتماعی واقتصادی و موقعیت خاص استراتژیکی خودکه در حد فاصل دو عارضه مهم طبیعی کبیر کوه ورود سیمره واقع شده .در مناطق غرب ایران پشتکوه به نام ماسبذان ودرپشت کوه به نام ایالات مهر جانقذق نام برده اند.وپایتخت ماسبذان را سیروان میدانند که ویرانه ی آن درسرابکلان در شیروان چرداول است وپایتخت مهرگان کدک را سیمره (دره شهر امروزی)میدانند    

2.این قلعه که مربوط به دوره ی ساسانی می باشد در3کیلومتری جنوب شهرستان آبدانان است که دارای برج وبارویی مدور؛بنای شاه نشین وتونل دسترسی به آب بوده ودرساخت آن از قلوه سنگ وملات گچ نیم کوب استفاده شده است. بنای مذکوردرفهرست آثارملی به ثبت رسیده است.

3.درنزدیکی مهران قلعه ای به نام کنجان چم وجود دارد که خان پشت کوه در دوره قاجار(خان والی) تعطیلات وفصل زمستانی خود را در منطقه ای خوش آب و هوا و سرسبز سکنا گزیده اند. این قلعه که متشکل از اتاق های مختلف که هریک برای کاری ساخته شده اند . در بالای ستون های این قلعه سوراخ های مرسوم به  مکانی برای حفاظت سربازان مسلح از قلعه ­­بوده است.

4.روستای تنگ قیر در بخش مرکزی شهرستان شیروان چرداور استان ایلام واقع شده است و آب وهوای معتدل ودره ای دارداین منطقه نیزاز نظر تاریخی با ارزش بوده و درسال 81 محوطه وقبرستان تنگ قیر در فهرست آثارملی ثبت گردیده است

5.بنای آتشکده مربوط به دوره ی ساسانی است که در15کیلو متری جنوب غربی روستای سرتنگ قرار دارد. این بنا یکی از سالم ترین آتشکدهای دوره ی قبل از اسلام می باشد این بنا روی چهار پایه ساخته شده ودارای گنبدی یک جداره است.

6. قلعه شیاخ بزرگترین ومنحصربه فرد ترین بنای استان و غرب کشور است که در روستای بردی بخش زرین آباد از توابع شهرستان دهلران واقع شده که مربوط به دورهی ساسانی است که با روی طویل و عظیم آن به طول 750 متر و کانال انتقال آب به داخل قلعه از ویژگی منحصر آن است.

7.  قلعه والی ایلام عهد قاجار در دشت میان کوهی ایلام در سال 1326هجری قمری ساخته شده است.

چشمه بی بی آب آن را تامین کرده است که به مرکز قلعه هدایت می شده. این قلعه به دستور غلامرضا خان ابو قداره والی لرستان و پشتکوه در زمینی به مساحت 4687متر مربع و با زیر بنای 1464متر مربع در ایلام ساخته شده است .بنای این اثربامصالحی از آجروگچ ساخته شده است. که درضلع جنوبی قلعه دارای حصاری باکنگره های به سبک بناهایی به سبک دیوارهای دیرینه ای ساخته شده.این بنا الان درضلع شمالی خیابان پاسداران قرار دارد ومورد مرمت و بازسازی قرارگرفته است.

  باتشکرازبازدیدشماعزیزان 

چهارپادشاه بزرگ هخامنش






کوروش دوم، معروف به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر (۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد). در پارسی

باستان Kuraush. اين نام در كتيبه‌هاى عیلامی، Ku-rash و دركتيبه‌هاى بابلی، Ku-ra-ash و در یونانی،

Kuros آمده. صورت لاتینی شدهٔ آن سیروس يا سایروس (Cyrus) و صورت عبری آن كورش (Koresh).

 شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه گذاری نخستین امپراتوری چند

ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و

غیره شناخته شده‌است. کوروش نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دورهٔ شاهنشاهی ایرانیان می‌‌باشد.

 ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان، که وی ممالک ایشان را تسخیر کرده بود، ‌او را سرور و قانونگذار

می‌‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ‌ضمن آنکه

بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌‌دانستند . درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان،

مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چند گانگی وجود دارد و این که به واقع ذوالقرنین چه

کسی است به طور قطعی مشخص نشده . کوروش سردودمان هخامنشی، داریوش بزرگ، خشایارشا،

اسکندر مقدونی گزینه‌هایی هستند که جهت پیدا شدن ذوالقرنین واقعی درباره آنها تحقیقاتی صورت

گرفته، اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن با آیات قرآن، تورات، و انجیل تنها کوروش بزرگ

است که موجه‌ترین دلایل را برای احراز این لقب دارا می‌‌باشد.

دومین پادشاه

کَمبوجیه (به پارسی باستان: ‎ ‎)(درگذشت ۵۲۱ پ.م.) پسر بزرگ کوروش بزرگ هخامنشی بود که به‎‎‎‎‎‎‎‎

 نام‌های کمبوجیه دوم، کمبوزیه و کامبیز نیز معروف است. طبق گفته هرودوت مادر وی کساندانه بوده

است، اما کتزیاس نقل کرده که مادر وی امتیس نام داشته است. کمبوجیه پس از کوروش، پدرش، به

سلطنت رسید. وی برادری به نام بردیا داشت.کمبوجیه قصد لشگرکشی به مصر را داشت،اما از بیم

اینکه برادرش در غیاب او پادشاهی او را بدست آورد، بردیا را مخفیانه به قتل رساند.او به مصر لشگر

 کشید و این کشور را فتح کرد.به همین دلیل به وی در تاریخ لقب فاتح مصر را داده اند.در زمانیکه

کمبوجیه در مصر حضور داشت خبر به سلطنت رسیدن برادرش بردیا را به وی دادند در حالیکه او بردیا را

پیش از این کشته بود. اما شخصی که در ایران تاج پادشاهی را به سر گذاشته بود گئومات از تبار مادیان

 بود و خود را بردیا معرفی کرده بود. کمبوجیه در بازگشت از مصر به ایران فوت کرد. ولی برخی دلیل مرگ

 وی را بیماری و برخی دیگر توطئه اطرافیان می‌‌دانند اما مسلم است که وی در مسیر بازگشت از مصر

مرده است ولی دلیل آن تا کنون مکتوم باقی مانده است.

سومین پادشاه داریوش بزرگ

داریوش (به پارسی باستان: ‎ ‎)، پسر ویشتاسپ، ملقب به داریوش بزرگ یا داریوش اول،‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎

 سومین پادشاه هخامنشی بود. وی با کمک دیگر نجبای پارسی با کشتن گئومات مغ که به عنوان بردی

فرزند کوروش بزرگ بر تخت نشسته بود سلطنت را به خاندان هخامنشی بازگرداند. پس از آن شورشهای

 داخلی را سرکوب کرد. نظام شاهنشاهی را استحکام بخشید و سرزمینهایی چند به شاهنشاهی

الحاق کرد. آغاز ساخت پارسه (تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بود. از دیگر کارهای او حفر ترعه‌ای

بود که دریای سرخ را به رود نیل و از آن طریق به دریای مدیترانه پیوند می‌داد. مقبرهٔ او در دل کوه رحمت

در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت فارس (نزدیک شیراز) است. شهرت او در غرب به خاطر وقوع

نبرد ناموفق ایرانیان با یونانیان در مکانی به نام ماراتن، در زمان اوست.

چهارمین پادشاه . خشایارشا بعد آمریکا میاد فیلم ۳۰۰ میسازه. اینو بخونید میفهمید چه تفاوتی داشته

تا تو اون فیلم !!!

خشایار شا صفاتی عالی داشته بطوریکه یونانیان بزرگ منشی او را ستوده اند. مشهور است که

اسکندر وقتی که تخت جمشید را به آتش کشید، مجسمه خشایارشا به روی زمین افتاد و اسکندر گفت:

 آیا باید بخاطر روح عالی و صفات نیکویت تو را از روی زمین بردارم یا اینکه بگذارم که روی زمین بمانی تا

بخاطر تاخت و تازت به یوزنان مجازات شوی؟ خشایارشاه در تخت جمشید که بدستور پدرش داریوش

ساخته شده بود قصرهای دیگری بنا کرد که بر عظمت و شکوه این اثر باستانی افزود. همین طور

کتیبه‌هایی در کوه الوند و نیز در ارمنستان از خود به جای گذاشت. این پادشاه پس از بیست سال

 سلطنت (485 تا 465 پیش از میلاد)توسط یک خواجه به نام میترادات (مهرداد) به قتل رسید.

 


ابزار وبمستر